الشيخ علي اكبر النهاوندي
353
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
يونس به تنوخا گفت : آنچه به من وحى رسيده بود ، تخلّف شده ، قوم ، مرا دروغگو خواهند دانست و ديگر عزّتى نزد ايشان نخواهم داشت . يونس از همانجا غضبناك به ناحيهء دريا گريخت ، به نحوى كه كسى او را نشناسد و در حذر بود از آنكه احدى از قوم او را ببيند و به او كذّاب گويد . امّا تنوخا به شهر برگشت و روبيل به او گفت : تنوخا ! كدام رأى صوابتر و به متابعت سزاوارتر بود ، رأى من يا رأى تو ؟ تنوخا گفت : بلكه رأى تو صوابتر بود و آنچه تو به آن اشاره كردى ، رأى علما و حكما بود . من پيوسته گمان مىكردم بهتر از تو هستم ، چون زهد و عبادت من بيش از تو بود ، تا آنكه به سبب زيادت علم تو ، فضلت بر من ظاهر شد و آنچه خدا از حكمت با تقوا به تو عطا فرموده ، بهتر از زهد و عبادت بدون علم كامل است . سپس با يكديگر مصاحبت كردند و در ميان قوم خود بودند . يونس روز پنجشنبه متوجّه ساحل دريا شد ، هفت روز رفت تا به دريا رسيد و هفت روز در شكم ماهى بود ، چون از شكم ماهى بيرون آمد ، هفت روز در بيابان ، زير درخت كدو بود و هفت روز ديگر برگشت تا به قوم خود رسيد به او ايمان آوردند و تصديقش كردند و از او متابعت نمودند . اين ناچيز گويد : به كرّات ذيل بيان غيبات حجج حضرت خالق البريّات معروض افتاد كه ميان امكان و وقوع غيبت حجّت ، فرقى در طول امد و قصيرى مدّت نيست ، فتبصّر و لا تفتر . استدلال لبقاء من ينتظره الانفس بما قال اللّه تعالى في قضيّة يونس يكى از ثقات ، بنابر نقل يكى از صلحاى معاصرين فرموده : سيّدى از علماى تبريز كه در نجف اشرف بود ، فرمود : در مسجد سهله ، بعد از زيارت مقام حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه الشريف - در قلبم افتاد اگر سنّى مذهبى بگويد كه در خصوص سنّ مبارك حضرت صاحب الزمان و دوام و بقاى آن جناب تا اين اوقات و اوان در كتاب